Web Analytics Made Easy - Statcounter

گروه سینما و تلویزیون: اخبار حوزه سینما و تلویزیون نیز همواره مخاطبان خاص خود را داشته و دارد؛ به همین خاطر در مطلب پیش رو تلاش کردیم مهمترین و جذاب ترین مطالب این حوزه را جمع آوری نموده و تقدیم علاقه مندان کنیم تا اگر امکان پیگیری مطالب در طول روز را ندارد، در یک زمان مشخص و یکجا از آنها مطلع شوند.به گزارش بولتن نیوز، تیتر مهمترین خبرهای امروز 8 خرداد ماه 96، به صورت هایپرلینک در زیر آمده که شما می توانید با کلیک بر روی آنها به صورت اختصاصی وارد آن مطلب شوید؛ البته متن کامل این مطالب در ادامه مطلب نیز آمده است و شما می توانید متن کامل و تصاویر مرتبط عناوین را در ادامه مشاهده فرمایید.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!


ويلايي‌ها قرباني كاسبكاري مديرانبازیگران پرحاشیه را بهتـر می‌بینندشگفتی‌های اختتامیه جشنواره کن ۲۰۱۷ + عکسفروش استثنایی دزدان دریایی کارائیب در هالیوود/جک اسپارو از مرگ باز می‌گردد+عکسبررسی رابطه تاریخی سینمای ایران و جشنواره فیلم کننخل طلای کن تقدیم می‌شود به ...نمایش زنان بی‌حجاب در «نفس» مشکل شرعی ندارد/ مخاطب تعجب کرده استاکران «مادر قلب‌اتمی» از چهارشنبه/ «زیرسقف دودی» و «رگ خواب» به اکران اضافه می‌شودگلایه‌ پوران درخشنده ازاکران زودهنگام فیلمش
مشروح اخبارويلايي‌ها قرباني كاسبكاري مديران
اگر بگوييم دست‌هايي وجود دارند كه دوست ندارند فيلم ويلايي‌ها ديده شود و اين دست‌ها در نهادها و سازمان‌هايي كه علي‌القاعده بايد انقلابي‌تر از ساير نهادها باشند هستند، احتمالاً متهم به ذهنيتي دايي جان ناپلئوني و توهم‌آميز مي‌شويم ولي به هر حال نمي‌توان درباره اتحاد نانوشته حوزه هنري، صداوسيما و دست آخر سازمان سينمايي براي ديده نشدن فيلم دفاع مقدسي ويلايي‌ها سكوت كرد.
واقع مطلب اين است كه سه دستگاه «سازمان سينمايي»، «حوزه هنري» و «صدا و سيما» در اتحادي نانوشته سعي در ديده نشدن ويلايي‌ها دارند.
فيلم سينمايي «ويلايي‌ها» با موضوع نقش زنان و همسران رزمندگان در دوران هشت سال دفاع مقدس چند هفته‌اي است كه بر پرده سينما رفته است؛ فيلمي كه در جشنواره فجر توجه‌هاي فراواني را به خود جلب كرد و البته با حواشي مختلفي همراه بود.از جمله اين حواشي بيانيه منير قيدي پس از حجم ناداوري‌هايي بود كه در جشنواره سال گذشته اتفاق افتاد و صداي همه اهالي سينما را هم درآورد. در اين بيانيه قيدي مي‌نويسد:‌«من اين دستاورد آسماني را با جدال‌هاي حقيرانه و كوربينانه رقابت‌هاي زمينيان در گل مانده، تاخت نمي‌زنم و به ياد و خاطره همان «ياراني كه غريبانه رفتند از اين خانه» ارزش و حرمت غريبانگي‌هايي از اين دست را در تنهايي خود با زيبايي بيشتري احساس مي‌كنم و اين حال را به نامزدي‌ها و مرتبه‌هاي ديگري كه در دست آدميان رياكار، حقير شده است نمي‌دهم.»
اين نزاع البته تا روزهاي اكران اين فيلم نيز ادامه پيدا مي‌كند و شنيده‌ها حكايت از آن دارد كه موزه سينما كه مديريت آن را محمد حيدري، دبير جشنواره فجر بر عهده دارد حاضر به اكران اين فيلم نشده و در لفافه دلخوري از رفتار قيدي در روزهاي جشنواره را دليل اين تصميم بيان كرده است.
در عين حال نهاد‌هاي ديگري همچون «حوزه هنري» هم حاضر به همكاري براي پخش اين فيلم خوب نشده‌اند و با اختصاص حداقل تعداد سالن به اين فيلم عملاً حمايت ويژه‌اي از فيلم «ويلايي‌ها» انجام نداده‌اند. اين در حالي است كه حوزه هنري خود را پيشگام توليد و حمايت از آثار با مضامين انقلابي مي‌داند.
البته به نظر مي‌رسد حوزه هنري كه خاستگاه آن حمايت از هنر انقلاب بوده به رفتار‌هاي كاسبكارانه روي آورده و فيلم‌هايي مثل ويلايي‌ها را به نفع فيلم‌هاي كمدي پرفروش قرباني مي‌كند. به همين دليل سينماهايي كه اين فيلم را در اختيار دارند نزديك به 40 و سينماهايي كه نهنگ عنبر‌‌2 را در اختيار دارند، بيش از دو برابر اين عدد است. در مورد فيلم گشت2 نيز اين امر صادق است و علاوه بر تعداد بالاي سالن‌هايي كه حوزه هنري در اختيار اين فيلم قرار داده، رايت آن را هم پيش از ساخت خريده و به نوعي در توليد آن شريك شده و سرمايه اوليه آن را فراهم آورده است.سازمان صدا و سيما نيز همه اختيارات براي پخش تيزر‌هاي تبليغاتي را اعم از فرهنگي و تجاري به واحد بازرگاني سپرده و اكنون در مغالطه‌اي آشكار پخش تيزر فيلم‌هاي پرفروش را ترجيح داده و باز هم سر «ويلايي‌ها» بي‌كلاه مانده است.كار در اين خصوص آن قدر بالا گرفته كه شهاب اسفندياري، رئيس دانشگاه صدا و سيما كه از مديران اين مجموعه به حساب مي‌آيد نيز تاكنون نتوانسته است اين مشكل را برطرف كند و خبر از اختصاص سه برابري تيزر رايگان گشت2 نسبت به فيلم ويلايي‌ها مي‌دهد.با مرور اين اتفاقات مي‌توان دريافت كه سه دستگاه «سازمان سينمايي»، «حوزه هنري» و «صدا و سيما» در اتحادي نانوشته سعي در ديده نشدن ويلايي‌ها دارند. در حالي كه به نظر مي‌رسد در شعار همه اين نهاد‌ها اصلي‌ترين رسالت و وظيفه خود را حمايت از اين گونه آثار بيان مي‌كنند.
پيش از اين در مورد فيلم «يتيم خانه ايران» هم اين اتفاق افتاد و نهاد‌هاي حمايتي خيلي دير به ياد ديدن اين فيلم افتادند. تكرار اين ماجرا نشان مي‌دهد بر‌خلاف ظاهر‌سازي‌هاي فراوان عزمي براي حمايت و كمك به ديده شدن اين آثار وجود ندارد و همچنان بايد شاهد كم‌لطفي نسبت به اين آثار حتي از جانب نهاد‌هاي مسئول باشيم.بازیگران پرحاشیه را بهتـر می‌بینند
کوروش تهامی در «آشوب» ساخته کاظم راست‌گفتار نقشی پیچیده و پرماجرا را بازی می‌کند و با بازی خوبش باعث همراهی تماشاگر تا پایان فیلم می‌شود.تهامی در «رگ خواب» به کارگردانی حمید نعمت‌الله که بزودی اکران می‌شود، هم به همین اندازه و بلکه بیشتر شما را غافلگیر خواهد کرد.


به گزارشبولتن نیوز،به بهانه اکران آشوب و مسیر تازه بازیگری تهامی با این هنرمند توانا، آرام و بی‌حاشیه سینما، تلویزیون و تئاتر گفت‌وگو کردیم، هرچند در این مصاحبه خواهید خواهند که ظاهرا آرامش و کار بدون حاشیه چندان موجب دیده شدن بازیگران نمی‌شود.
فرهاد معنوی در فیلم «آشوب» نقش پرفراز و نشیب و دشواری است که بازی در آن می‌تواند برای هر بازیگر مردی چالش‌برانگیز باشد. چه شد این نقش به شما رسید و آیا گزینه‌های دیگری هم برای بازی در این نقش مطرح بودند؟حتما گزینه‌های دیگری هم بودند، اما نقشِ آشوب (لقب فرهاد در فیلم) پارامترهایی داشت که مدنظر آقای راست‌گفتار، کارگردان فیلم بود. یکی از پارامترها این بود که بازیگر این نقش حتما موسیقی ایرانی را بشناسد، همچنین آواز بلد باشد و بتواند بخواند. همین‌طور در زمینه بازیگری هم به خاطر همان فراز و نشیب‌هایی که شما به آن اشاره کردید، به بازیگری نیاز بود که از پس اجرای این نقش هم بربیاید. به هرحال در این شرایط انتخاب کمی پیچیده می‌شود.
و محدود ...ضمن این‌که برای این نقش به بازیگر صبوری هم نیاز بود، (می‌خندد) چون فیلمبرداری این فیلم بیش از 50 جلسه طول کشید و من در همه روزهای فیلمبرداری حضور داشتم. ضمن این‌که گریم‌های مختلفی که در این کار داشتم، هم صبر و حوصله می‌طلبید و بعضی اوقات در طول یک روز باید سه بار گریم عوض می‌کردم و هر گریم بین یک ساعت و چهل و پنج دقیقه تا دو ساعت طول می‌کشید. بنابراین شاید همه اینها یک ذره به قول شما انتخاب کارگردان را برای این نقش محدود می‌کرد. به این دلیل که باید بازیگری را انتخاب می‌کردند که همه این موارد را در وجودش داشته باشد.
وقتی فیلمنامه را خواندید، چه چیزی بیشتر از همه جذبتان کرد؟ روند خود قصه و ماجراهای مختلف آن یا پیچیدگی‌های شخصیت فرهاد؟هر بازیگری در ابتدا تمرکزش بیشتر روی نقش خودش است. البته من به غیر از نقش خودم خیلی روی فیلمنامه هم حساسیت دارم و دلم می‌خواهد ببینم چه اتفاقاتی در کل فیلمنامه می‌افتد. برایم مهم است نقشی که قرار است بازی کنم در روند شکل‌گیری فیلمنامه چه جایگاهی دارد. به هرحال هر دوی این موارد برایم جذاب بود. بجز جذابیت و پیچیدگی‌های خود نقش، فیلمنامه فراز و نشیب‌هایی داشت و هیجانی برای بازیگر به وجود می‌آورد. بویژه برای من که مدام دنبال بازی در نقش‌های متفاوت هستم، چنین شخصیت‌ها و فیلمنامه‌هایی خیلی مرا جذب می‌کند.
چرا با وجود صدای خوبی که دارید، ترانه‌ها و تصنیف‌های فیلم را نخواندید؟همه این آوازها و تصانیف پیش از این‌که پروسه فیلمبرداری آشوب شروع شود، ضبط شده بود. اول به دلیل این‌که هنوز کارگردان و گروه سازنده فیلم نمی‌دانستند قرار است با چه کسی برای بازی در این نقش قرارداد ببندند. دوم این‌که آقای راست‌گفتار خیلی دوست داشت آن بحث فیلم بودن ماجرا هم رعایت شود و خیلی نمی‌خواستند از یک اتفاق مستند فیلمبرداری کنند. البته این را بگویم که بخشی از این آوازها با صدای خود من هم ضبط شده، اما چون ما همه این آوازها و تصانیف را آماده داشتیم، از آنها استفاده کردیم و سر صحنه آن را پخش می‌کردند و من با آنها لب می‌زدم.
چقدر هم سینک و هماهنگ این کار را کردید.اگر می‌بینید سینک است، به دلیل این‌که من خیلی زیاد روی این تصنیف‌ها، ترانه‌ها و آوازها تمرینات شبانه‌روزی داشتم، چون خیلی برایم اهمیت داشت که این سینک و لیپ سینک (لب‌خوانی) بدرستی اتفاق بیفتد. معمولا با این‌که همه بازیگران خیلی خوب بازی کردند، اما هیچ کدام از فیلم‌هایی که چه قبل و چه بعد از انقلاب در این زمینه ساخته شده، لیپ سینک نیست. ولی این موضوع خیلی برایم مهم بود، چون خودم آواز ایرانی می‌خوانم و سال‌هاست با موسیقی ایرانی موانست دارم. هرچقدر آقای راست‌گفتار به من می‌گفت که دیگر این‌قدر هم سختگیری لازم نیست، خودم راضی نمی‌شدم.
در گفت‌وگوی قبلی که با هم داشتیم، شما خبر از تغییر فضا در بازیگریتان داده بودید. حالا که «آشوب» و «رگ خواب» را دیدم، متوجه این تغییر شدم. احتمالا با اکران این دو فیلم، از این به بعد انتظار پیشنهادهای متفاوت‌تری دارید.بله، فکر می‌کنم این اتفاق بیفتد. البته اگر دوستان سینمایی ما یک ذره منصفانه برخورد کنند و... دارم دنبال واژه‌ای می‌گردم...
که به کسی هم برنخورد.(می‌خندد) بله، به قول شما به کسی هم برنخورد. اگر دوستان سینمایی بدون هیچ موضعگیری این دو کار را ببینند، فکر می‌کنم متوجه خواهند شد که به هر حال اتفاقات خیلی خوبی می‌تواند در آینده بیفتد. چرا که من به عنوان بازیگر خوشبختانه نمونه کارهایی دارم که هم مردم خیلی دوست داشتند و هم اهل فن راجع به آن صحبت کردند. مثل زیرتیغ، مثل نقش عباس میرزا در سریال تبریز در مه، به رنگ ارغوان، نقش امید در سریال مشق عشق کار آقای بهرامیان و نمونه‌های دیگر که بعد از گذشت این همه سال، خیلی‌ها به من لطف دارند و هنوز راجع به آن کارها حرف می‌زنند. من به عنوان یک بازیگر این نمونه کارها را دارم، اما بقیه آن به دوستانی برمی گردد که صاحب اثرند و می‌خواهند کارهایی را بسازند. نمی‌دانم بعضی وقت‌ها چه اتفاقی می‌افتد که همیشه این دوستان دوست دارند از فهرست‌های همیشگی خود استفاده کنند. به نظرم دوستان از این به بعد می‌توانند انتخاب‌های دیگری هم داشته باشند.
بیشتر کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌ها معمولا ترجیح می‌دهند از بازیگرانی امتحان پس داده در نقش‌های خاص استفاده کنند و شاید همین هم قدرت ریسک آنها را برای انتخاب بازیگرانی متفاوت پایین می‌آورد. از طرف دیگر همین قضیه بسیاری از بازیگران را به سمت نقش‌های کلیشه‌ای هدایت می‌کند.دقیقا. ما بازیگرانی داشتیم که سال‌ها نقش‌های کمدی بازی می‌کردند، اما وقتی نقش جدی بازی کردند موردتوجه بیشتری قرار گرفتند و حتی جایزه هم دریافت کردند. من اسم این را ریسک نمی‌گذارم، وقتی بازیگر، بازیگر است که دیگر ریسک نیست. وقتی شما بخواهید بازیگری را فقط به خاطر چهره یا ژست‌هایش بیاورید، آن‌موقع است که شما به عنوان صاحب اثر دارید ریسک می‌کنید. ولی وقتی شما سراغ بازیگری می‌روی که خودش را سال‌ها با ایفای نقش‌های متفاوت ثابت کرده، دیگر ریسکی در کار نیست. اینهایی که می‌گویم برای تعریف کردن از خودم نیست، منظورم به‌صورت کلی است. ما الان تعداد زیادی بازیگر خیلی خوب در سینمای ایران داریم که کلیشه شده اند و مدام در یک نقش خاص بازی می‌کنند. اگر هم برای نقش متفاوتی از آنها استفاده می‌شود، آن را هم مثل نقش‌های همیشگی خودشان بازی می‌کنند. متاسفانه این اتفاق خوبی نیست و بازیگران باید تلاش کنند باوجود پیشنهادهای کلیشه‌ای از این وضعیت فاصله بگیرند. مثلا خودم قبول کردم در یک سریال طولانی یک نقش کمدی و فانتزی را بازی کنم (عصر پاییزی) که اتفاقا با نظر مثبت مردم و همکاران روبه‌رو شد. اینقدر برای بازی در این نقش هیجان داشتم که هر روز با کلی ایده سر کار می‌رفتم که باعث تعجب آقای نعیمی، کارگردان کار هم می‌شد. شما این نقش را بگذارید کنار دیگر نقش‌های من تا به یک تنوع در بازیگری برسید. منتها متاسفانه در پیشنهادهای بازیگری هیچ وقت به چنین چیزی فکر نمی‌شود.
بخشی از این مساله به فضای موجود سینما مربوط می‌شود و بخشی هم به رسانه‌ها که معمولا روی بازیگران خاصی متمرکز می‌شوند.به نظرم در سینما افرادی هستند که دوست ندارند این تغییرات و بازی‌های متنوع را ببینند. شما همین جشنواره اخیر فیلم فجر را ببینید، آیا بی‌اعتنایی به نقش و بازی من در شاهکار رگ خواب در بخش داوری، یک اتفاق معمولی است؟ اکثریت قریب به اتفاق همکاران خودم و منتقدان بدون استثنا اذعان داشتند برای این نقش اتفاق خیلی خوبی خواهد افتاد، اما این نقش حتی نامزد جایزه هم نشد. نامزدی دست کم به این معنی است که این همه زحمت تو را داوران دیده‌اند. اما انگار نه انگار. نمی‌دانم واقعا. به هرحال من همیشه به عنوان یک بازیگر همه تلاشم را برای نقش انجام می‌دهم. مثلا برای به رنگ ارغوان نامزد دریافت جایزه می‌شوم، اما هیچ کس به این فکر نکرد که من این نقش را حدود شش هفت سال قبل بازی کرده بودم، چون این فیلم مدت‌ها امکان نمایش نداشت. ولی اگر یک بازیگر پرهیاهوی شلوغ پرحاشیه این نقش را بازی کرده بود، مطمئن باشید آن سال، جایزه را می‌گرفت. یعنی در سینمای ما حتما باید حاشیه داشته باشید و حتما ماجراهایی درست کنید تا دیده شوید، اما این‌که در آرامش کار خودت را درست انجام دهی و جزو بهترین‌ها باشی، اصلا اهمیتی ندارد. اهمیت این است که پرحاشیه و پرماجرا باشی، رفتارت عجیب و غریب باشد و بداخلاق باشی!
اتفاقا در بخش‌هایی از آشوب، شما کار رسانه‌ای هم می‌کنید و روزنامه نگار هستید.می‌خواهم به این بهانه به رفتار خوب و محترمانه همیشگی شما با رسانه‌ها و خبرنگاران اشاره کنم، آن هم در شرایطی که برخی سینماگران رفتارهای خوبی با اهل خبر و رسانه ندارند. جالب و تاسف بار این که آن سینماگران پرهیاهو و بدرفتار بیشتر در مناسبات و جوایز قدر می‌بینند و آنهایی که آرام و بی‌حاشیه‌اند، با بی‌اعتنایی روبه‌رو می‌شوند.جالب اینجاست که خود سیستم، برخی بازیگران را به چنین رفتارهایی سوق می‌دهد، به آنها جایزه می‌دهد و آنها را در بوق و کرنا می‌کند و بعد آنها که به موجودات عجیب و غریبی تبدیل می‌شوند سر ناسازگاری می‌گذارند و ممکن است بر اثر همین تربیت سیستم رفتارهای متکبرانه‌ای پیدا کرده و فلان دستمزد را طلب کنند. سیستم نمی‌داند چگونه با آنها برخورد و رفتارهای نادرستشان را کنترل کند. وقتی بازیگرانی طی سال‌ها کار و با ایفای نقش‌های متفاوت نشان داده‌اند بازیگران خوبی هستند و همچنین به عنوان آدم‌های خوبی هم از آنها یاد می‌شود، چرا نباید کارشان در این سینما دیده شود و چرا نباید به کارشان بها بدهند و چرا اهل فن خودشان را به ندیدن می‌زنند. البته خوشبختانه مردم همیشه قدردان این بازیگران هستند و همواره با شوق و جزئیات از نقش‌های خوب آنها حرف می‌زنند که به نظرم همین زیباست و کفایت می‌کند.
تفاوت بازی در نقش‌های تاریخیبازی در نقش‌ها و فیلم‌های تاریخی تفاوت‌های بارزی با آثار امروزی دارد و در نوع اجرای بازیگر تاثیر می‌گذارد. به هرحال رفتار و گفتار آدم‌ها و نوع حرکاتشان، ایست و راه رفتنشان در دهه 20 تا حدود دهه 50 ـ که زمان قصه فیلم آشوب است ـ خیلی متفاوت از آدم‌های امروز بود. وقتی یک بازیگر مشغول بازی در چنین نقش و فضایی است، باید به همه این چیزها فکر کند و تفاوت‌هایی را بین اجرای یک نقش تاریخی و یک نقش امروزی قائل باشد.شگفتی‌های اختتامیه جشنواره کن ۲۰۱۷ + عکس
همه جوایز کن شب پیش برندگان خود را شناختند و کارگردان سوئدی با طنزی درباره هنر جهانی جایزه اصلی کن را به خانه برد.
چه اتفاقی برای نتفلیکس افتاد؟
نتفلیکس در این دوره از جشنواره کن حسابی سروصدا کرد و چند روزی بیشتر خبرها را به خود اختصاص داد با این حال با دست خالی جشنواره را ترک کرد و نه «اوکجا» و نه «داستان‌های میروویتس» جایزه مهمی دریافت نکردند. شاید دلیل اصلی این امر این بود که پدرو آلمادوار رییس هیات داوران این دوره جشنواره از همان کنفرانس مطبوعاتی روز اول به حضور این غول آنلاین در جشنواره معترض بود. به هر حال بودن یا نبودن نتفلیکس در جشنواره دوره بعد می‌تواند جالب باشد، چون قوانین جدید برای سال ۲۰۱۸ وضع شده که حضور این کمپانی بزرگ را با محدودیت بیشتری روبه‌رو می سازد.

یک شادی تمام عیار، یک بازیگر پرکار
نکته جالب دیگر در این دوره برنده شدن «میدان» (یا شاید «مریع») در این مراسم بود. در حالی که کارگردان سوئدی شادی خود را به تمامی روی صحنه ابراز کرد، الیزابت ماس بازیگر این فیلم سالی شلوغ را پشت سر گذاشت. او اکنون بازیگر سریال «داستان ندیمه» است و در این حال در سریال دیگری با عنوان ‌«بالای دریا» نیز بازی کرده که اواخر امسال روی آنتن می رود.
ویل اسمیت و عشقش به «قمر مشتری»
ویل اسمیت بازیگر مشهور هالیوودی که امسال برای نخستین بار از اعضای گروه داوری جشنواره کن بود، از ستاره‌های جشنواره بود. او گفت واقعا عاشق فیلم «قمر مشتری» شده که ساخته کورنل موندروزکو و فیلمی فانتزی درباره پناهنده‌ای است که می‌تواند پرواز کند.
اسمیت گفت: فکر می‌کنم این فیلم فوق‌العاده بود. می‌توانم آن را بارها و بارها ببینم. او در پاسخ به این سوال که چرا این فیلم برنده نشد گفت: دموکراسی همین است دیگر!

رکوردی برای سوفیا کاپولا
شکست سوفیا کاپولا یا لین رمزی برای بردن جایزه اصلی به این معنی است که تاکنون جین کمپیون همچنان تنها زنی است که موفق شده نخل طلا را در هفتاد دوره این جشنواره از آن خود کند. با این حال سوفیا کاپولا در حالی جایزه کارگردانی را برد که نام خود را به عنوان دومین زن کارگردان برنده در این بخش، در تاریخ این جشنواره ثبت کرد.

اظهارنظرهای آنلاین
با معرفی فیلم «میدان» به عنوان برنده نخل طلا موجی از اظهارنظرها در فضای مجازی به راه افتاد اما بیشتر این نظرات با پذیرش این انتخاب همراه بود. هر چند خیلی‌ها هم ضمن تایید فیلم معتقد بودند فیلم می‌توانست کمی بیشتر تدوین شود چراکه این فیلم ۲ ساعت و۲۰ دقیقه است.
پیتر بردشاو منتقد گاردین درباره این فیلم نوشته است: اوستلوند شاید از روی اندرسون یا شاید از لارس فون‌تریه الهام گرفته باشد. کمی از روح بونوئل را هم می‌توان در این اثر دید. اما اوستلوند در اصل امضای خودش را پای این اثر گذاشته است. این فیلم یک اثر سینمایی حسابی است.

کیدمن برنده بزرگ امسال
نیکول کیدمن که امسال با سه فیلم سینمایی و یک سریال در جشنواره فیلم کن حضور داشت، پیش از رسیدن به روز اختتامیه راهی آمریکا شد و در این مراسم ویل اسمیت به نمایندگی از وی جایزه‌اش را که با عنوان جایزه هفتادمین سال کن نامیده شد، دریافت کرد. او با شوخی و طنز این جایزه را گرفت.

یک سورپرایز بزرگ: اهدای جایزه فیلمنامه به دو فیلم
هنگام اعلام نام برنده جایزه فیلمنامه (که سال پیش به اصغر فرهادی رسید) پدرو آلمادوار اعلام کرد این از شگفتی‌های امسال است که دو فیلم با هم به عنوان برنده جایزه فیلمنامه انتخاب شده‌اند. «کشتن یک گوزن مقدس» نوشته یورگوس لانتیموس و افیتیمیس فیلیپو و «تو هرگز واقعا اینجا نبودی» ساخته لین رمزی به صورت مشترک این جایزه را دریافت کردند.
سخنان افتتاحیه مراسم
مراسم دیشب با سخنان مونیکا بلوچی آغاز شد. او فهرست بسیار بلندی از کارگردان‌های محبوب کن را در طول هفتاد سال برگزاری اش اعلام کرد.فروش استثنایی دزدان دریایی کارائیب در هالیوود/جک اسپارو از مرگ باز می‌گردد+عکس
جدول فروش هفتگی سینمای هالیوود یا باکس آفیس این هفته با صدرنشینی فیلم سینمایی "دزدان دریایی کارائیب (مردان مرده قصه نمی‌گویند)" منتشر شد.این فیلم در اولین هفته از اکران توانست رقبای سرسختی همچون گارد ساحلی، بیگانه و نگهبانان کهشکان 2 را پشت سر بگذارد.همچنین طی هفته گذشته فیلم‌های دیو و دلبر و سریع و خشن 8 با وجود فروش جهانی مناسب با توجه به فصل تازه اکران در رده‌های پایینی جدول جا گرفتند.
دزدان دریایی کارائیبفیلم سینمایی "دزدان دریایی کارائیب" به کارگردانی "یوهاخیم روننیگ" و با بازی "جانی دپ" توانست با داشتن 4376 سینما به فروشی معادل 24 میلیون دلار دست پیدا کند.این فیلم ادامه‌ای بر فرانچایز یا سری فیلم‌های موفق دزدان دریایی کارئیب بوده و علاوه بر جانی دپ، بازیگر مطرح دیگری همچون "خاویر باردم" در آن نقش آفرینی می‌کند.کاپیتان سالازر که دشمن قدیمی جک اسپارو می باشد، موفق می شود از مثلث برمودا خارج شده و به قتل عام دزدان دریایی اقدام نماید. اما زمانی که جک اسپارو تصمیم به مقابله با او می گیرد.جف ناتنسون نگارش فیلمنامه این اثر را بر عهده داشته و نام فرعی "مردان مرده قصه نمی‌گویند" را برای آن انتخاب کرده است.جانی دپ، خاویر باردم، اورلاندو بلوم، استیفن گراهام، برنتون توایتس و جفری راش از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.فیلم سینمایی "گارد ساحلی" به کارگردانی "ست گوردون" 26 مِی 2017 اکران بین‌المللی خود را از امریکای شمالی آغاز خواهد کرد.
گارد ساحلیدر این فیلم "دواین جانسون" ثروتمندترین بازیگر سینمای جهان و هالیوود در نقش اصلی ظاهر شده است. وی امسال فیلم پرفروش "سریع و خشن 8" را نیز با استقبال گیشه پشت سر می‌گذارد.این فیلم روایتگر زندگی ماموران گارد ساحلی است. گارد ساحلی به نام میچ و همکار تازه واردش پرده از جنایتی بر می دارند که آینده منطقه را با تهدید مواجه می کند.مایکل برک و داگلاس شوارتز نگارش فیلمنامه این اثر را بر عهده داشته و کارگردانی آن را به "ست گوردون" سپرده‌اند.علاوه بر دواین جانسون، زک افرون دیگر بازیگر مطرح سینما در این فیلم به ایفای نقش پرداخته است. این فیلم در اولین هفته از اکران خود با فروشی معادل 5.7 میلیون دلار روبرو شد.
نگهبانان کهکشان ۲فیلم سینمایی "نگهبانان کهکشان ۲ " به نویسندگی و کارگردانی "جیمز گان" در سومین هفته از فروش خود را در سینمای هالیوود رقمی معادل 5.3 میلیون دلار را ثبت کرد تا این فیلم طی دو هفته به فروشکلی 318 میلیون دلار دست یابد.کریس پرت، زویی سالدانا، دیوید باتیستا، وین دیزل، بردلی کوپر، مایکل روکرف کارن گیلان، سین گان، الیزابت دبیکی، گلن کلوز و کرت راسل در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.این فیلم داستان گروهی از ابرقهرمان‌های سینمای هالیوود است که در برابر موجودات فضایی و دشمن گرد هم آمده و به مقابله با آنان می‌پردازند.
بیگانهفیلم سینمایی بیگانه (عهد) به کارگردانی ریدلی اسکات در اولین هفته فروش با وجود شورعی ضعیف توانست صدر باکس آفیس هالیوود را از آن خود نماید. این فیلم در اولین هفته توانست رقمی معادل 3 میلیون دلار را به ثبت رساند تا با فروش کلی 49 میلیون دلار رتبه چهارم را داشته باشد.در این نسخه از بیگانه مسافران سفینه فضایی به دنبال مکانی تازه برای زندگی انسان عازم سیارات دیگر می شوند و در یکی از همین سیاره ها با نوع تازه ای از بیگانگان روبرو می شوند.خدمه یک سفینه فضایی به سیاره ای ناشناخته می رسند که تابحال کشف نشده بود. اما آنها در این سیاره با موجود بیگانه ای مواجه می شوند.مایکل فستبندر، بیولی کروداپ، کاترین واترستون، کارمن اجوگو و کالی هرناندز از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم نقش آفریی کرده‌اند.فیلم‌های "همه چیز، همه چیز" با 2 میلیون دلار، "راه طولانی هال" با 1.2 میلیون دلار، "ربوده شده با 1 میلیون دلار، شاه آرتور با 780 هزار دلار، رئیس بچه با 415 هزار دلار و سریع و خشن 8 با 371 هزار دلار رتبه‌های پنجم تا دهم جدول باکس آفیس را در اختیار دارند.بررسی رابطه تاریخی سینمای ایران و جشنواره فیلم کن
اولین فیلمی که با نام ایران در جشنواره فیلم کن حضور پیدا کرد، فیلمی با عنوان «چریکه تارا» که کارگردانی «بهرام بیضایی» در سال ۱۳۵۹۹ بود که با وجود عدم مجوز از سوی ایران خود را به جشنواره کن رساند و در آنجا اکران شد. از آن سال به مدت 10 سال ایران کلیه روابط سینمایی‌اش را با جشنواره فیلم کن قطع کرد، تا سال ۱۳۷۰ یعنی سالی که «خسرو سینایی» با فیلمی به نام «در کوچه‌های عشق» وارد این جشنواره شد. یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۷۱ نخستین جایزه سینمای ایران در جشنواره فیلم کن توسط «عباس کیارستمی» برای فیلم<

منبع: بولتن نیوز

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.bultannews.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «بولتن نیوز» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۱۳۴۷۸۱۳۹ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

سینما به روایت سینما/ دیوار میان پایتخت و شهرستان با «آپاراتچی» فروریخت

فیلم «آپاراتچی» مصداقی از پرداختن به سینمای مردمی است که در چهل‌ودومین جشنواره فیلم فجر با استقبال مخاطبان مواجه شد و توانست سیمرغ بلورین و جایزه ویژه کارگردانی بخش نگاه نو را از هیئت داوران دریافت کند؛ از مهم‌ترین ویژگی‌های این فیلم روایتی است که فضای خارج از پایتخت ارائه می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، «من فقط یک فیلم‌سازم و تمام زندگی‌ام سینماست. سینما شغل من نیست، عشق منه.» این‌ها سخنان جلیل رشیدی است، شخصیت اول فیلم آپاراتچی، که برگرفته از شخصیت جلیل طائفی، یک عاشق سینما در دهه ۶۰ است؛ جلیل اگر چه شغلش نقاشی است، اما عشقش فیلم‌سازی است و حاضر است سختی‌هایش را هم به جان بخرد؛ فیلم آپاراتچی روایتگر دلبستگی‌های یک نقاشِ ساختمانِ عاشقِ سینما است که با اشتیاق تمام به تولید چند فیلم کوتاه موفق شده و در آرزوی ساختن نخستین فیلم سینمایی خودش است؛ به طور کلی در این فیلم با یک اثر درباره سینما و برای سینما روبه‌رو هستیم.

مسئله آپاراتچی مسئله سینما، مسئله بقا یا از میان رفتن سینما است، مسئله فیلم آپاراتچی به ظاهر محدود به یک دوره زمانی خاص و در عمل مربوط به همیشه تاریخ در این مرز پرگهر است و بر این اساس علی طاهرفر، کارگردان فیلم آپاراتچی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه دو رویکرد اساسی در درون‌مایه فیلم آپاراتچی وجود دارد، اظهار می‌کند: رویکرد اول فیلم آپاراتچی هنر مردمی است و رویکرد دوم آن روایت دهه ۶۰، زیست و فرهنگ مردم تبریز در این دهه است که می‌توان گفت در دل همین هنر مردمی ادای دین به سینما نیز موضوعی نهفته است.

وی ادامه می‌دهد: موقعیت فیلم در ادای دین به سینما جزو موقعیت‌های نمایشی است که بیشتر کارگردانان دوست دارند در آن تجربه داشته باشند، چراکه یک عمر پشت دوربین به تجربه نشستند و می‌خواهند همین تجربیات را جلوی دوربین ببرند.

کارگردان فیلم آپاراتچی با اشاره به اینکه ایران همچون کشورهای دیگر نمایندگان زیادی برای نمایش فیلم در سینمادارد و این موضوع یک دغدغه فرهنگی برای سینماگران محسوب می‌شود، تصریح می‌کند: گاهی در دل فیلم‌ها بسیاری از حقایق سینما ظهور و بروز پیدا می‌کند، به طوری که گاهی لحظات شیرینی را رقم می‌زند و گاهی نیز حقایق تلخی در آن است که نکات گفته نشده سینما را بیان می‌کند؛ در همین راستا این اتفاقات دست به دست هم دادند که من با رغبت به سمت آپاراتچی بیایم.

در «آپاراتچی»، تلاش برای ارائه هنر مردمی بود

وی با اشاره به موضوع ادای دین به سینما می‌افزاید: وقتی که با یک موضوع خاص مواجه هستیم مخاطبان آن خاص خواهند بود و عام نیستند در همین راستا تلاش کردیم هنر مردمی را ارائه دهیم که مخاطب عام داشته باشد.

طاهرفر می‌گوید: دغدغه ما این بود که فیلمی با شاخصه‌ها و مولفه‌هایی را تولید کنیم که مخاطب عام را جذب کند تا افراد علاوه بر اینکه لحظات شاد، مفرح، شیرین و گاهی کمدی را مشاهده می‌کنند، هنگام خروج از سینما یک ارزش افزوده فرهنگی نیز به همراه داشته باشند، چراکه مخاطب در سبد فرهنگی خود یک فیلمی را انتخاب و هزینه اقتصادی کرده است در همین راستا حق دارد هنگام خروج از سینما حداقل از نظر مضمونی یک تعالی را در خود احساس کند.

وی در خصوص برخوردهای مردمی نسبت به فیلم نیز اظهار می‌کند: هنگامی که در عرصه غوغاسالاری فیلم‌های کمدی و گیشه‌پسند قدم می‌گذارید، کار دشوار می‌شود، اما به لطف خدا در هر کدام از مولفه‌هایی که بیان شد بازخوردهایی با تراز بالا و پایین از سوی مخاطبان دریافت کردیم که این بازخوردهای خوب انگیزه مضاعفی را برای ادامه دادن در این مسیر به ما داده است.

کارگردان فیلم آپاراتچی با بیان اینکه امیدوارم روزگاری به این نتیجه نرسیم که باید در بستر طنز چیزی را تعریف کنیم تا مخاطب به سینما بیاید، ادامه می‌دهد: ما باید در لایه‌های بیرونی، درونی، فرامتن و زیر متن مفهومی را بگنجانیم تا مردم به بهانه کمدی بودن فیلم بیایند و آن مورد را نیز دریافت کنند؛ از این‌رو امیدوارم روزی فرا برسد که ما در حوزه فیلم‌های غیرکمدی به جایگاهی برسیم که فیلم ما جزو انتخاب نخست تماشاچی‌ها باشد.

وی تصریح می‌کند: طی سال‌های اخیر اتفاقاتی رخ داده که سلیقه مخاطبان را بر مدار برخی کارهای ناصواب فرهنگی بنا گذاشتیم و این اتفاقی نامبارک و راه انحطاط سینمایی ما است، از این‌رو باید توجه داشت که معمولاً وقتی چنین اتفاقی می‌افتد هم سرمایه‌گذاران و هم تهیه‌کنندگان و به‌تبع آن در یک دراز مدت یا میان مدت کارگردانان و نویسندگان نیز به آن سمت خواهند رفت و تنها بر مبنای رسالت خود عمل نمی‌کنند؛ در همین راستا امیدوارم روز فرابرسد که با حمایت سازمان سینمایی و جریان سینمایی کشور شاهد آفرینش آثاری بهتر باشیم.

تنوع ژانرهای جشنواره فجر، از مهم‌ترین نکات آن بود

طاهرفر می‌افزاید: جشنواره فیلم فجر امسال از همان انتخاب فیلم‌ها برای بخش نگاه نو و سیمرغ، طبقه بندی که اتفاق افتاد و جواب نهایی که برگزار کنندگان آن مبنی بر تکمیل جدول فیلم‌ها دادند که در وسط جشنواره نیز خیلی از منتقدین و کارشناسان عنوان کردند که عدالت سینمایی رعایت نشده، با فراز و نشیب زیادی همراه بود؛ در همین راستا باید گفت که حواشی جشنواره زیاد بود اما مهم‌ترین حسن آن وجود تنوع موضوعی قابل قبول سینمای اجتماعی، کمدی، سیاسی، ورزشی و حتی کودک و نوجوان بود.

وی با بیان اینکه ما گاهی اوقات مصلحت را فدای حقیقت می‌کنیم، می‌گوید: بسیاری از فیلمسازان دیگری بودند که باید در بخش سودای سیمرغ حضور پیدا می‌کردند، همه عوامل‌شان به چالش کشیده می‌شدند و یک رقابت پایا پای می‌داشتند اما این اتفاق نیفتاد؛ از این رو یقین دارم که سال بعد سازمان سینمایی یک تدبیری برای این موضوع خواهد داشت.

کارگردان فیلم آپاراتچی اظهار می‌کند: باید اعتراف کنم لطف خدا و شهدا بود که در اولین حضور و اولین فیلمم در بخش مسابقه رفتیم و سیمرغ نیز گرفتیم؛ همچنین خیلی خوشحالم که فیلمی با موضوع دهه ۶۰، جنگ، ترور، شهادت، نماز جمعه و هنر مردمی ساختیم.

وی با بیان اینکه دیوار بزرگ و حائلی که برای تولید فیلم میان شهرستان و پایتخت بود در حال کوتاه شدن است، ادامه می‌دهد: اتفاق بدی است که فیلمسازان شهرستانی بعد از یک، دو و حتی سه دهه بعد فضا برایشان فراهم شود تا فیلم بسازند، چراکه این باعث می‌شود خیلی از انرژی‌ها، پتانسیل‌ها و استعدادهایی که در شهرستان‌ها داریم رو به نابودی برود و گاهی نیز فنا می‌شوند؛ به طوری که شخص یا مسیر خود را عوض می‌کند و قلم و دوربین را زمین می‌گذارند یا امیدی به این سینما نخواهد داشت.

طاهرفر تصریح می‌کند: با رویکردهای امسال جشنواره فیلم فجر به آینده امیدوار شدم و امیدوارم که سازمان سینمایی سوره، فارابی و سازمان سینمایی در ادامه نیز اتفاقات خوبی را رقم بزنند.

تصویر، هنری اثرگذار است

علیرضا استادی بازیگر فیلم آپاراتچی نیز در گفت‌وگو با ایمنا با بیان اینکه از حضور خود در خانواده فیلم آپاراتچی خرسند هستم، اظهار می‌کند: هر هنرمندی دغدغه این را دارد که متفاوت‌تر از قبل باشد، در همین راستا این پروژه برای من یکی از بارزترین موارد بود و زمانی که کار پیشنهاد شد، کلیت فیلم را خواندم و با توجه به اینکه فیلمی روایی و روایتگر بخشی از هنر سینما بود با افتخار نقش پیشنهاد شده را قبول کردم.

وی ادامه می‌دهد: در بازخوردها بیان شد که آپاراتچی فیلم کمدی شریفی است که می‌شود آن را با خانواده دید، نمی‌گویم فیلم‌های دیگر خالی از شرافت بوده اما این فیلم با توجه به تحقیق و پژوهشی که آقای طاهرفر انجام دادند در این زمینه به طبع خود را نشان داده است چرا که وقتی یک کار خروجی یک تفکر و پژوهش باشد و درست چیده شود خروجی آن استقبال خوب مردم خواهد بود؛ از این رو فیلم خوب اقبال شده و نشان می‌دهد که فیلمساز توانسته کار خود را به درستی انجام دهد.

بازیگر فیلم آپاراتچی تصریح می‌کند: جشنواره چکیده و نتیجه کارهای تولید شده یک الی دو ساله هنرمندان است و در فیلم هنرمندان نیز می‌توانیم بازخورد شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و… را مشاهده کنیم.

وی افزود: هویت یک ملت در آثار هنری‌شان دیده می‌شود به همین خاطر من تمام کارهای تولید شده را خالی از این بحث نمی‌بینم و به مرزبندی شهرستانی و مرکزی زیاد قائل نیستم چراکه هر هنرمندی اگر کار قابل اعتنا برای تولید داشته باشد می‌تواند حرفی نیز برای گفتن داشته باشد؛ در همین راستا فیلم آپاراتچی هم از آن دسته کارهایی است که فیلمساز توانسته به نحو احسن کار خود را انجام دهد.

استادی می‌گوید: ساخت فیلم‌هایی همچون آپاراتچی می‌تواند بر فرهنگ یک کشور اثرگذار باشد چرا که اکنون یکی از هنرهای ارتباطی و تأثیرگذار، هنر تصویر است و باید بیشتر به آن اهمیت داده شود.

وی اظهار می‌کند: به وفور سوژه‌هایی همچون آپاراتچی در کشور و جامعه ما اتفاق افتاده است؛ در همین راستا پرداختن به شخصیت‌های هنری، قهرمانی، فرهنگی و… در قالب سینما، تلویزیون و مواردی از این دست می‌تواند بر افق فرهنگی و هنری کشور مؤثر باشد.

به گزارش ایمنا، آپاراتچی تازه‌ترین روایت سینما از سینما است که می‌توان آن را ادای دینی به این حوزه دانست اما آنچه این فیلم را از دیگر آثار مشابه در این زمینه متمایز می‌کند، پرداختن به سینمای مردمی است و تقابل آشکاری که این نوع از سینما با دو جریان تحجر و شبه روشنفکری دارد؛ فیلم سینمایی آپاراتچی در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر با استقبال مخاطبان مواجه شد و توانست سیمرغ بلورین و جایزه ویژه کارگردانی بخش نگاه نو را از هیئت داوران دریافت کند و در این راستا باید به این نکته توجه داشت آپاراتچی سعی داشته عموم مردم را به فیلم جذب کند و در این مسیر به موفقیت نیز دست یافته است.

کد خبر 748562

دیگر خبرها

  • ماجرای مخفیانه زنان یک روستا که سوژه شد
  • اعلام آمار فروش سالن‌های دولتی تئاتر
  • رقابت ستاره‌ها در سینما و آغاز اکران یک اکشن
  • سینما به روایت سینما/ دیوار میان پایتخت و شهرستان با «آپاراتچی» فروریخت
  • فیلمی که دیوار میان پایتخت و شهرستان را از بین برد
  • مست عشق، ماجرای یک تابوشکنی در سینما
  • بالاترین میانگین مخاطب از آن کدام فیلم است؟/ یک غیر کمدی پرفروش
  • پارسا پیروزفر، مهران مدیری و الناز شاکردوست رکوردداران روز اول اکران
  • آیا سلبریتی‌ها جای کسی را در تئاتر تنگ کرده‌اند؟
  • تبلیغات گل درشت در تلویزیون، سینما و شبکه نمایش خانگی به مرز فاجعه رسیده است/ تلویزیون شفاف‌سازی کند